تبليغاتX
پارسی پارسا

پيگيري يك آمد و شد ديگر

فرشيدي: نمي‌خواهم رسانه‌اي شوم 

شايعه استعفاي وزير آموزش و پرورش ايران خيلي نگذشت كه از هم از طرف دولت و هم از سوي وزارتخانه، تبديل به خبر شد. خبري كه در جست‌وجوي دلايل هفتمين استعفا در دولت، تصويري گنگ‌تر از استعفاهاي پيش پيدا كرد. سكوت طرفين استعفاي پنجمين وزير كابينه، يعني استعفا دهنده و پذيرنده آن، اما بر ابهام اين كوبيسم سياسي افزود. پس از اعلام خبر كناره‌گيري فرشیدی، تلفن همراه اغلب معاونان وزیر آموزش و پرورش خاموش شد. اما وزير مستعفي پس از ساعاتي كه خبرنگار همشهري بين الملل شماره او را گرفت، چند كلمه‌اي با او سخن گفت. 

آخرين بازمانده

روند جايگزيني نفر بعدي براي تصدي موقت وزارت آموزش و پرورش آنقدر سريع اتفاق افتاد كه پيش از اعلام رسمي اداره كل روابط عمومي دانشگاه پيانم نور، وجود برنامه قبلي براي آن كناره گيري و اين انتصاب را تاييد كرد. رئیس‌جمهور با پذیرش استعفای محمود فرشیدی، عليرضا علی احمدی را به عنوان سرپرست وزارت آموزش و پرورش معرفی کرد. علي احمدي، گزينه احمدي نژاد برايتصدي پست وزارت تعاون بود كه با بي‌اعتمادي مجلس شوراي اسلامي از صندلي وزارت بازماند و ناچار احمدي‌نژاد او را به ساختمان سازمان مركزي پيام نور در ازگل فرستاد....


ادامه ش
+ به قلم پارسی پارسا / شنبه 12 آبان1386 18:1 |

جاي خالي آلام ايراني در يك پرونده

"علي شيميايي فقط به اعدام محكوم شد"

 

نيشخندي زد و بي‌اختيار روي زمين نشست. دوباره خواند:

"علي حسن المجيد" معروف به "علي شيميايي" پسر عموي صدام و وزير اسبق دفاع عراق، در دادگاه رسيدگي به پرونده كشتار انفال به اعدام محكوم شد.

علي حسن المجيد اصلي‌ترين متهم پرونده كشتار حدود ‪ ۱۰۰هزار نفر از كردهاي عراق معروف به پرونده "انفال" است. "

روزنامه را كنار تخت گذاشت و طوري كه خط روزنامه را گم نكند دست‌هايش را گذاشت روي زانو و بلند شد. بابا بالاخره خوابيده بود و عجيب آرام.

 

"وي در دادگاه عالي جنايي عراق كه مسوول رسيدگي به جنايات سران نظام صدام است، به جرم نشل‌كشي و جنايت عليه بشريت به اعدام محكوم شد. اين نسل كشي 5 متهم ديگر هم دارد.

يك هيات بلندپايه از منطقه كردستان عراق در جلسه دادگاه حضور داشت."

ماسك اكسيژن بابا را جابه‌جا كرد و فكر كرد: يك هيئت بلندپايه!

ساعت را نگاه كرد، نوبت شست‌وشوي ظهر داشت مي‌رسيد. كوچك‌تر كه بود بابا كه اين قدر خوب است پس چرا موقع شست‌وشو فرياد مي‌كشد؟ تاول‌هاي بابا بزرگ بود. قد كف دست.  كف دست حتي وقتي بزرگ شده بود.

 

چشم‌هايش هنوز سرخ گريه بود. صبح كه پرستار آمد تاول‌هاي تن بابا را بشويد، بابا خواست تا او برود بيرون. نمي‌خواست فريادش را ببيند. بابا امام حسين را صدا مي‌زد.

بابا حلبچه را برايش تعريف كرده بود. سبزپوش‌هاي ايراني، مردم حلبچه، اسپند و قرباني پيش پاي رزمنده‌هاي ايران، جشن و فرياد و شادي و صلوات... سفير هواپيما... دود سفيد... دود سفيد... دود سفيد... و همه‌چيز سكوت!

 

خيسي چشم‌هايش را با آستين گرفت. خواست بابا حق‌حقش را نشنود. در صورت زرد بابا خيره شد: سبزپوش ايراني، مردم... اسپند ... قرباني ...؛ تاول ... فرياد... خون... و بابا سكوت!

صفحه خبر را باز نگه‌داشت تا براي بابا بخواند. اما ترديد كرد: پرونده جنايت‌هاي علي شيميايي خالي از نام بابا ماند.

+ به قلم پارسی پارسا / دوشنبه 4 تیر1386 22:2 |

 

مسلمانان جهان بر هتك حرمت حرم عسكريين فرياد اعتراض سر دادند

فيروزه هاي شكسته آسمان

 

گلدسته‌‌ها ريخت . اما آن بالا توي آسمان هنوز ايستاده‌اند. - كعبه يك سنگ‌نشاني‌ست كه ره گم نشود-. قدسيان از مناره‌هاي عرش دارند مردم را تماشا مي‌كنند و شانه‌هاي‌شان مي‌لرزد. مردم سامرا ساعت‌هاست كه بي‌وقفه از شيعه و سني  دسته ‌دسته كفش از پا مي‌كنند و بر سر و سينه‌زنان به سمت حرم امام حسن عسكري و امام هادي (عليهما سلام) مي‌روند. . آرام‌تر، قدري آرام‌تر اينجا محل آمد و شد، و نزول و صعود ملايكه است. مردم سياه پوشيده‌اند و در بين شعارها و اذكاري كه در مسير عزاداري از جان‌شان برمي‌خيزد مدام مي‌گويند: تسليت!

حكم آن است كه خار در چشم و تيغ در گلو در پرده غيبت بماند. چه صبري از آن صاحب عزاست و چه بختي نصيب مردم آخرزمان.

 

 

... چندماه از طرح ايده‌ تدوين منشور وحدت اسلامي توسط آيت الله خامنه‌اي مي‌گذرد. منشوري كه با آن ديگر هيچ گروه تكفيري نتواند حقوق معنوي و سياسي مسلمان‌ها را پايمال كند. و اگر فرد يا گروهي زير پا گذاشت زير پاي قاطبه مسلمين له شود. ديگر چقدر جراحات اين چنيني بر  جان امت پيامبر بنشيند؟

 

 

 

 

...

حرم چیست؟

ايده حياتي

انفجار شوم

آنها شتري نديدند

مردم خشمگين

چشمان كور و گوش‌هاي كر

 


ادامه ش
+ به قلم پارسی پارسا / شنبه 26 خرداد1386 0:15 |